1
00:01:30,150 --> 00:01:35,110
‫#05 بعد از ده سال،
‫بهم گفتن گمشو

2
00:01:32,270 --> 00:01:36,460
‫به هر حال، سخت‌ترین چیز تو
‫مبارزه با خون‌آشام‌ها، قدرتشون

3
00:01:36,460 --> 00:01:38,230
‫برای افسون کردن یا تبدیل کردن آدماست.

4
00:01:38,570 --> 00:01:43,500
‫کسی که تا یه لحظه پیش طرف تو بوده،
‫ممکنه یهو بهت حمله کنه.

5
00:01:44,480 --> 00:01:49,260
‫من و گوران در برابر اثرات منفی ذهنی
‫خیلی مقاومیم،

6
00:01:49,260 --> 00:01:52,930
‫اما نمی‌تونیم سربازا یا ماجراجوهای
‫معمولی رو بفرستیم تو این مهلکه.

7
00:01:53,260 --> 00:01:55,450
‫عذر می‌خوام، سیا.

8
00:01:55,450 --> 00:01:56,750
‫نـ-نه مشکلی نیست!

9
00:01:56,750 --> 00:02:00,530
‫می‌تونید مبارزه رو بسپارید
‫به ما جانورسان‌ها، قربان.

10
00:02:00,530 --> 00:02:03,560
‫ما در برابر افسون شدن
‫یا تبدیل شدن مقاومیم.

11
00:02:03,840 --> 00:02:09,400
‫منم دلم می‌خواست شرکت کنم، اما محاله
‫از کنار عالیجناب گربرگا جم بخورم.

12
00:02:09,400 --> 00:02:13,290
‫آره، تو و سلیس باید محافظت کنید از...

13
00:02:15,400 --> 00:02:16,150
‫لاک!

14
00:02:20,910 --> 00:02:22,150
‫پیداش شد!

15
00:02:31,000 --> 00:02:32,440
‫لاک!

16
00:02:39,720 --> 00:02:41,420
‫کارت عالی بود، سلیس.

17
00:02:41,740 --> 00:02:43,680
‫بقیه‌اش با من.

18
00:02:47,320 --> 00:02:49,470
‫افسون روی من کار نمی‌کنه.

19
00:02:56,360 --> 00:02:59,150
‫داخل اون کره قراره تبدیل بشه به

20
00:02:59,150 --> 00:03:02,360
‫یه جهنم به شدت تحت فشار،
‫به شدت داغ و متراکم.

21
00:03:02,630 --> 00:03:04,020
‫خاکستر شو.

22
00:03:04,020 --> 00:03:05,240
‫فروپاشی!

23
00:03:10,970 --> 00:03:14,500
‫واو. هر سه‌تاشون رو
‫تو یه چشم به هم زدن نابود کرد.

24
00:03:14,820 --> 00:03:19,700
‫اینه قدرت قدیس افسانه‌ای، لاک فرانزن!

25
00:03:23,040 --> 00:03:24,510
‫شارلوت! مری!

26
00:03:24,510 --> 00:03:25,970
‫پدر!

27
00:03:25,970 --> 00:03:27,110
‫حالتون خوبه؟

28
00:03:27,110 --> 00:03:28,320
‫ما خوبیم.

29
00:03:28,320 --> 00:03:31,020
‫خانم سلیس ازمون محافظت کرد!

30
00:03:33,390 --> 00:03:36,140
‫از صمیم قلب ازت ممنونم، سلیس.

31
00:03:36,140 --> 00:03:38,120
‫مـ-من که کاری نکردم...

32
00:03:38,120 --> 00:03:42,660
‫نه، بدون شک تو بودی که
‫ازشون محافظت کردی.

33
00:03:46,070 --> 00:03:47,530
‫عالیجناب گربرگا!

34
00:03:48,600 --> 00:03:49,520
‫بیا اینجا.

35
00:03:49,520 --> 00:03:51,870
‫عالیجناب گربرگا، شما هم سالمین.

36
00:03:53,870 --> 00:03:55,330
‫آفرین.

37
00:03:58,750 --> 00:04:00,040
‫بازم دارن میان!

38
00:04:00,740 --> 00:04:04,550
‫آها، پس از اونجا پیداشون شد.

39
00:04:04,820 --> 00:04:07,550
‫وقتشه از جادوی لوسیرا استفاده کنیم.

40
00:04:11,340 --> 00:04:13,990
‫خودتی، لرد هشتم!

41
00:04:15,390 --> 00:04:20,480
‫اینجا چیکار می‌کنی؟
‫داری تو کار من دخالت می‌کنی؟

42
00:04:20,480 --> 00:04:22,260
‫زبونم لال، سرورم.

43
00:04:22,260 --> 00:04:24,920
‫ما به دستور لرد ششم اینجاییم.

44
00:04:25,260 --> 00:04:30,860
‫سه تا نشونه حیاتی که به این سمت میومدن
‫ناپدید شدن، پس اومدیم بررسی کنیم.

45
00:04:31,660 --> 00:04:35,880
‫هر چی شماره یه لرد کمتر باشه،
‫رتبه‌اش بالاتره.

46
00:04:35,880 --> 00:04:39,380
‫یعنی ارباب اینا مقامش
‫از این یارو بالاتره.

47
00:04:39,380 --> 00:04:45,370
‫همف، من اون سه‌تا رو به جرم
‫بی‌احترامی به خودم مجازات کردم.

48
00:04:45,370 --> 00:04:46,390
‫بـ-بله، سرورم!

49
00:04:46,390 --> 00:04:49,070
‫گفتی لرد ششم بهت دستور داده.

50
00:04:49,070 --> 00:04:51,650
‫اما چرا باید بیاین به همچین جایی؟

51
00:04:51,650 --> 00:04:54,010
‫برای به دست آوردن خدای مرغ‌ها.

52
00:04:58,770 --> 00:05:00,890
‫این که برام تازگی داره.

53
00:05:00,890 --> 00:05:05,450
‫این تو وظیفه مهمی که ارباب عالی
‫بهم سپرده خلل ایجاد می‌کنه!

54
00:05:05,450 --> 00:05:11,650
‫بـ-بله سرورم، اما لرد ششم هم مستقیماً
‫از ارباب عالی دستور گرفته.

55
00:05:11,650 --> 00:05:12,720
‫اوه؟

56
00:05:12,720 --> 00:05:15,950
‫لرد ششم برده‌های انسانی زیادی داره،

57
00:05:15,950 --> 00:05:19,480
‫و تعداد قابل توجهیشون
‫به داخل قصر سلطنتی نفوذ کردن.

58
00:05:19,840 --> 00:05:24,260
‫اوه، که این‌طور؟ پس شاید
‫یه سوءتفاهمی پیش اومده.

59
00:05:24,260 --> 00:05:25,830
‫عذر می‌خوایم، سرورم.

60
00:05:25,830 --> 00:05:28,990
‫احتمالاً باید مستقیماً
‫با خود لرد ششم صحبت کنم.

61
00:05:28,990 --> 00:05:32,220
‫این دایره جادویی منو می‌بره پیشش؟

62
00:05:32,220 --> 00:05:33,920
‫بله، سرورم.

63
00:05:33,920 --> 00:05:37,680
‫عالیه. حالا که اینو می‌دونم،
‫دیگه باهاتون کاری ندارم.

64
00:05:43,040 --> 00:05:47,050
‫سلیس، این سینی نقره‌ای
‫از اول اینجا بود؟

65
00:05:47,050 --> 00:05:51,370
‫نه. روانا، خدمتکارمون،
‫باهاش برامون شیرینی آورد.

66
00:05:51,650 --> 00:05:53,440
‫این یه دایره تلپورته.

67
00:05:53,440 --> 00:05:58,000
‫هی، صبر کن. مگه قصر امن‌ترین
‫سپرها و موانع دفاعی رو نداره؟

68
00:05:58,000 --> 00:06:02,500
‫درسته، کشیدن یه دایره تلپورت
‫اینجا کار خیلی سختیه.

69
00:06:02,500 --> 00:06:07,050
‫اما یواشکی آوردن یه دایره از قبل آماده‌شده
‫به داخل قصر، اون‌قدرام سخت نیست.

70
00:06:07,320 --> 00:06:11,060
‫به عبارت دیگه، روانا توسط
‫خون‌آشام‌ها تبدیل شده.

71
00:06:12,590 --> 00:06:14,570
‫باید فوراً دستگیرش کنید.

72
00:06:15,300 --> 00:06:16,760
‫سلیس!

73
00:06:16,760 --> 00:06:18,490
‫سیا، تو هم باهاش برو.

74
00:06:19,730 --> 00:06:22,510
‫اریک، پرنسس‌ها رو ببر یه جای امن.

75
00:06:22,510 --> 00:06:23,250
‫باشه.

76
00:06:24,210 --> 00:06:25,090
‫گوران.

77
00:06:26,030 --> 00:06:28,460
‫از تو می‌خوام از عالیجناب گربرگا محافظت کنی.

78
00:06:28,460 --> 00:06:30,060
‫خودت می‌خوای چیکار کنی؟

79
00:06:30,420 --> 00:06:33,620
‫می‌رم حساب رئیسشون، این لرد ششم رو برسم.

80
00:06:33,620 --> 00:06:35,650
‫چی؟ دست تنها؟

81
00:06:35,650 --> 00:06:39,000
‫وقتی رفتم اون‌ور،
‫این دایره جادویی رو نابود کن.

82
00:06:39,670 --> 00:06:41,030
‫هی، لاک!

83
00:06:50,570 --> 00:06:51,700
‫بسیار خب.

84
00:07:01,130 --> 00:07:02,310
‫کی اونجاست؟!

85
00:07:06,140 --> 00:07:07,420
‫بگیریدش!

86
00:07:21,420 --> 00:07:26,170
‫ظاهراً برای رئیس این آشغالا،
‫آسیب زدن به خودی‌ها اصلاً مهم نیست.

87
00:07:27,340 --> 00:07:29,170
‫ای هیولا.

88
00:07:29,170 --> 00:07:31,630
‫اوه، ببین کی داره این حرفو می‌زنه!

89
00:07:36,110 --> 00:07:38,430
‫شمشیر قشنگیه. بدش من.

90
00:07:38,910 --> 00:07:40,420
‫اگه می‌تونی بیا بگیرش.

91
00:07:56,060 --> 00:07:58,190
‫تـ-تو کی...

92
00:07:58,990 --> 00:08:01,700
‫تو... کی هستی؟

93
00:08:02,920 --> 00:08:05,510
‫لاک، ماجراجوی رنک F.

94
00:08:07,420 --> 00:08:12,620
‫با توجه به اینکه چقدر سریع تلافی کردی،
‫احتمالاً حمله‌تون شکست خورده.

95
00:08:12,620 --> 00:08:16,470
‫چطوری نوچه‌ات رو فرستادی
‫داخل قصر؟ جواب بده.

96
00:08:16,900 --> 00:08:20,030
‫که این‌طور... واقعاً فکر می‌کنی بهت جواب می‌دم.

97
00:08:20,030 --> 00:08:21,410
‫حق با توئه.

98
00:08:22,490 --> 00:08:24,110
‫ای انسان...

99
00:08:24,110 --> 00:08:30,060
‫تا اون روز، با صلح و آرامش
‫زندگی کن.

100
00:08:30,930 --> 00:08:34,750
‫از این زندگی کوتاهت لذت ببر...

101
00:08:35,340 --> 00:08:39,270
‫تا روزی که پادشاهمون سلاخیت کنه.

102
00:08:46,370 --> 00:08:48,330
‫نه!

103
00:08:48,330 --> 00:08:50,440
‫نمی‌خوام بمیرم!

104
00:08:49,260 --> 00:08:50,440
‫خواهش می‌کنم!

105
00:08:50,440 --> 00:08:52,270
‫درد داره...

106
00:09:00,330 --> 00:09:02,110
‫نجاتم بده.

107
00:09:15,540 --> 00:09:18,790
‫ببخشید که نتونستم نجاتت بدم.

108
00:09:19,640 --> 00:09:23,300
‫حتماً خیلی ترسیده بودی. متأسفم.

109
00:10:17,530 --> 00:10:18,710
‫برگشتی؟

110
00:10:19,120 --> 00:10:20,130
‫لاک.

111
00:10:24,930 --> 00:10:28,520
‫همه خون‌آشام‌های تو پایگاهشون رو کشتم.

112
00:10:28,520 --> 00:10:30,090
‫خسته نباشی.

113
00:10:30,420 --> 00:10:34,330
‫اما روستای نزدیک اونجا
‫کلاً نابود شده بود.

114
00:10:35,220 --> 00:10:38,340
‫کاش زودتر از نقشه‌شون باخبر می‌شدیم!

115
00:10:39,350 --> 00:10:43,360
‫اگه کسی مقصر باشه،
‫اون منم که رئیس گیلدم.

116
00:10:43,740 --> 00:10:48,100
‫از گیلد یه نفر رو می‌فرستم روستا
‫تا مراسم تدفین درستی براشون بگیره.

117
00:10:55,290 --> 00:10:58,920
‫انگار روانا از همون اول
‫افسون شده بود.

118
00:10:58,920 --> 00:11:01,490
‫خدا رو شکر که فقط افسون بوده، خانم.

119
00:11:01,490 --> 00:11:06,000
‫هنوز می‌شه درمانش کرد،
‫چون تبدیل نشده.

120
00:11:06,000 --> 00:11:07,000
‫واقعاً؟

121
00:11:07,000 --> 00:11:08,030
‫بله، خانم.

122
00:11:08,030 --> 00:11:12,740
‫عالیه. مطمئنم شارلوت و
‫مری هم خیالشون راحت می‌شه.

123
00:11:14,200 --> 00:11:16,750
‫پنج نفر تو قصر
‫تبدیل به خاکستر شدن،

124
00:11:16,750 --> 00:11:19,430
‫و سی نفر هم یهو بیهوش شدن.

125
00:11:19,430 --> 00:11:22,790
‫حتماً به خاطر اینه که
‫تو اون لرد رو شکست دادی، لاک.

126
00:11:22,790 --> 00:11:26,970
‫اگه این‌همه آدم تبدیل یا افسون شده بودن،

127
00:11:26,970 --> 00:11:31,350
‫شاید دیگه نتونیم بگیم سرافول
‫توی قصر در امانه.

128
00:11:32,080 --> 00:11:34,370
‫من می‌رم ارباب عالی رو بکشم.

129
00:11:35,850 --> 00:11:38,040
‫می‌خوای بزنی به سرکرده‌شون، هان؟

130
00:11:38,680 --> 00:11:41,420
‫احتمالاً این مطمئن‌ترین روشه.

131
00:11:41,420 --> 00:11:44,440
‫یعنی جایی برای اشتباه نداریم.

132
00:11:44,440 --> 00:11:46,570
‫فکر کردن بهش هم آدمو به هوش میاره.

133
00:11:46,570 --> 00:11:49,430
‫منظورت این نیست که برای مبارزه بی‌قراری؟

134
00:11:51,180 --> 00:11:53,690
‫ها؟ چی داری می‌گی؟

135
00:11:53,690 --> 00:11:58,680
‫بهترین راه برای موفقیت این نقشه،
‫اینه که ما سه تا با هم تیم بشیم.

136
00:11:58,680 --> 00:12:01,970
‫اما، تو پادشاهی و تو هم رئیس گیلد.

137
00:12:01,970 --> 00:12:05,360
‫اگه بدترین اتفاق بیفته، برادر
‫کوچیکترم می‌تونه وارث تاج و تخت بشه.

138
00:12:05,360 --> 00:12:08,420
‫اما من تنها قهرمان این دورانم.

139
00:12:08,420 --> 00:12:13,710
‫بقیه می‌تونن بشن رئیس گیلد،
‫اما هیچکس نمی‌تونه گوران جنگجو باشه.

140
00:12:13,710 --> 00:12:16,200
‫اوه، جدی می‌گین؟

141
00:12:16,200 --> 00:12:17,180
‫معلومه.

142
00:12:17,180 --> 00:12:18,710
‫شک نکن.

143
00:12:18,710 --> 00:12:22,670
‫خب پس! بریم اون ارباب عالی رو لهش کنیم!

144
00:12:22,670 --> 00:12:23,730
‫بسیار خب.

145
00:12:23,730 --> 00:12:25,220
‫بچه‌ها...

146
00:12:25,220 --> 00:12:29,470
‫هیچ‌وقت...
‫فکر نمی‌کردم دوباره همچین روزی رو ببینم!

147
00:12:29,900 --> 00:12:33,210
‫گروه افسانه‌ای دوباره دور هم جمع شدن!

148
00:12:38,780 --> 00:12:40,980
‫لطفاً بذارین منم باهاتون بیام!

149
00:12:41,400 --> 00:12:42,420
‫نه.

150
00:12:42,420 --> 00:12:43,480
‫بابا!

151
00:12:43,760 --> 00:12:46,080
‫رک بهت بگم، تو فقط دست و پاگیرمون می‌شی.

152
00:12:46,960 --> 00:12:48,750
‫همین رو می‌خواستم بگم.

153
00:12:50,620 --> 00:12:52,240
‫باشه.

154
00:12:53,150 --> 00:12:54,230
‫گوران.

155
00:12:55,010 --> 00:12:58,490
‫چطوره یکی از شمشیرات رو
‫بدی به سلیس؟

156
00:12:59,650 --> 00:13:03,750
‫سبک مبارزه‌اش دقیقاً مثل توئه،
‫زور و بازوش رو هم داره.

157
00:13:04,420 --> 00:13:08,140
‫پس، یه شمشیر با برد بیشتر
‫براش مناسب‌تر نیست؟

158
00:13:09,380 --> 00:13:12,380
‫دلم می‌خواد اون از پرنسس‌ها محافظت کنه.

159
00:13:15,570 --> 00:13:16,780
‫آره.

160
00:13:16,780 --> 00:13:21,520
‫احتمالش هست که یه لرد دیگه
‫هنوز نوچه‌هایی تو قصر داشته باشه.

161
00:13:22,030 --> 00:13:24,150
‫شاگرد من از پس
‫این کار برمیاد، مگه نه؟

162
00:13:24,150 --> 00:13:25,440
‫معلومه!

163
00:13:26,160 --> 00:13:29,840
‫با خودم می‌گفتم نکنه لاک
‫سرم کلاه گذاشته باشه.

164
00:13:29,840 --> 00:13:32,280
‫اما به نظر نمیاد این‌طور باشه.

165
00:13:35,540 --> 00:13:38,670
‫اون پرنده رو رد کن بیاد، بچه.

166
00:13:44,290 --> 00:13:49,290
‫من شاگرد ارشد لاکم،
‫سلیس مورتون، جنگجوی رنک F!

167
00:13:49,290 --> 00:13:51,440
‫هه! پیزوری رنک F.

168
00:13:54,430 --> 00:13:56,680
‫جـ-جوجه فکلی!

169
00:13:58,970 --> 00:14:00,180
‫خوب گوش کن.

170
00:14:00,460 --> 00:14:04,770
‫راه پیروزی در برابر دشمنانی که
‫از افسون استفاده می‌کنن اینه که اول بهشون حمله کنی،

171
00:14:04,770 --> 00:14:07,440
‫تا فرصت نکنن ازش استفاده کنن.

172
00:14:07,780 --> 00:14:10,200
‫و لازم نیست اختلاف زیادی داشته باشید.

173
00:14:10,630 --> 00:14:13,320
‫فقط قبل از اینکه اونا بزنن، تو بزنشون.

174
00:14:13,950 --> 00:14:16,770
‫دختره رو ول کنید! سرافول رو بگیرید!

175
00:14:17,350 --> 00:14:18,240
‫لوسیرا!

176
00:14:28,930 --> 00:14:31,230
‫این جادو همیشه آدمو متحیر می‌کنه.

177
00:14:34,260 --> 00:14:37,890
‫لاک، بابا، عمو اریک...

178
00:14:38,260 --> 00:14:41,390
‫می‌تونید قصر رو به ما بسپارید!

179
00:14:51,270 --> 00:14:54,650
‫لطفاً این فضای تنگ رو تحمل کنید.

180
00:14:54,650 --> 00:14:56,350
‫من ازتون محافظت می‌کنم.

181
00:14:57,550 --> 00:15:01,600
‫برام عجیبه که پایگاهشون
‫این‌قدر به پادشاهی نزدیکه.

182
00:15:01,600 --> 00:15:03,180
‫واقعاً گستاخی رو از حد گذروندن.

183
00:15:03,180 --> 00:15:09,180
‫ردیابی ارباب عالی
‫تو این کوهستان‌ها کار آسونی نیست.

184
00:15:16,260 --> 00:15:19,530
‫منتظر تشریفت‌فرمایی‌تون بودیم،
‫اعلیحضرت قهرمان.

185
00:15:19,530 --> 00:15:20,550
‫شما؟

186
00:15:20,550 --> 00:15:23,570
‫یکی از رؤسای قبایل
‫جانورسان‌ها هستم، قربان.

187
00:15:23,900 --> 00:15:28,960
‫با دریافت پیام از طرف سیا،
‫ما جانورسان‌ها حسابی گشتیم،

188
00:15:28,960 --> 00:15:31,490
‫و پایگاه ارباب عالی رو پیدا کردیم.

189
00:15:31,490 --> 00:15:32,850
‫خسته نباشید.

190
00:15:32,850 --> 00:15:35,570
‫اما با اینکه مکانش رو دقیق مشخص کردیم،

191
00:15:35,570 --> 00:15:40,330
‫تعداد خون‌آشام‌ها خیلی زیاده و نمی‌تونیم
‫یه حمله کارساز داشته باشیم.

192
00:15:40,330 --> 00:15:42,540
‫نه، همینم خیلی کمک بود.

193
00:15:42,540 --> 00:15:44,840
‫ما خودمون حساب
‫ارباب عالی رو می‌رسیم.

194
00:15:44,840 --> 00:15:50,400
‫چون داره غروب می‌شه،
‫خون‌آشام‌ها تو اوج قدرتشون نیستن.

195
00:15:50,400 --> 00:15:53,840
‫هنوز چون تازه بیدار شدن،
‫گیج و منگن.

196
00:15:54,190 --> 00:15:57,340
‫فکر می‌کنید بتونید بقیه خون‌آشام‌ها رو
‫به سمت خودتون بکشید؟

197
00:15:57,340 --> 00:15:59,810
‫با افتخار جانورسان بودنمون،
‫این کار رو می‌کنیم.

198
00:16:00,730 --> 00:16:01,820
‫ممنون.

199
00:16:02,200 --> 00:16:07,360
‫این فرصتیه تا اعلیحضرت شجاعت
‫ما جانورسان‌های گرگ‌نما رو به چشم ببینن.

200
00:16:07,820 --> 00:16:12,020
‫امیدوارم برای قبیله‌ات و
‫اعتبار پدرت خوب بجنگی.

201
00:16:12,920 --> 00:16:16,410
‫آبروی جانورسان‌ها رو نمی‌برم، قربان.

202
00:16:21,000 --> 00:16:22,100
‫سیا.

203
00:16:23,540 --> 00:16:24,870
‫این چیه؟

204
00:16:24,870 --> 00:16:27,460
‫شمشیری که از
‫لرد ششمِ خون‌آشام‌ها گرفتم.

205
00:16:27,460 --> 00:16:30,300
‫حتی در برابر شمشیر پادشاه شیاطین هم نشکست.

206
00:16:30,300 --> 00:16:32,750
‫شمشیر خیلی خوبیه.

207
00:16:33,010 --> 00:16:33,950
‫مال تو.

208
00:16:33,950 --> 00:16:35,000
‫ها؟

209
00:16:35,000 --> 00:16:38,930
‫اریک شمشیر مقدس داره،
‫گوران شمشیر جادوی آتش داره،

210
00:16:38,930 --> 00:16:41,070
‫و منم شمشیر پادشاه شیاطین رو دارم.

211
00:16:41,510 --> 00:16:44,620
‫با این شمشیر باید بتونی
‫حتی با یه ارباب عالی هم دربیفتی.

212
00:16:44,620 --> 00:16:47,990
‫این شمشیرِ یه لرد نیست؟
‫نفرین شده یا همچین چیزی نیست؟

213
00:16:47,990 --> 00:16:50,330
‫با جادوی ارزیابی چکش کردم.

214
00:16:50,330 --> 00:16:53,120
‫با کمال میل ازش استفاده می‌کنم، قربان!

215
00:16:53,120 --> 00:16:56,270
‫من هواتون رو دارم! می‌تونید روم حساب کنید!

216
00:16:56,680 --> 00:16:58,380
‫پس همین کار رو می‌کنم.

217
00:17:02,020 --> 00:17:02,950
‫بریم.

218
00:17:13,100 --> 00:17:17,060
‫طبق چیزی که بهمون گفتن، ارباب عالی
‫باید همین حدودا باشه.

219
00:17:17,060 --> 00:17:19,000
‫اینجا که هیچی نیست.

220
00:17:19,000 --> 00:17:22,050
‫نه، قربان.
‫یه طلسم استتار اینجاست.

221
00:17:22,320 --> 00:17:23,670
‫راست می‌گه.

222
00:17:23,670 --> 00:17:25,060
‫جدی؟

223
00:17:25,900 --> 00:17:26,810
‫باطل شو.

224
00:17:29,820 --> 00:17:31,510
‫واو.

225
00:17:31,510 --> 00:17:34,330
‫دروازه جهنم باز شد.

226
00:17:34,330 --> 00:17:36,070
‫مه خواب‌آور.

227
00:17:40,650 --> 00:17:45,110
‫این جادو انسان‌های تبدیل شده یا
‫خون‌آشام‌های رده‌پایین رو از پا درمیاره.

228
00:17:45,110 --> 00:17:47,450
‫یعنی فقط خون‌آشام‌های اعظم و لردها می‌مونن.

229
00:17:54,810 --> 00:17:56,150
‫اونجا!

230
00:18:03,270 --> 00:18:05,510
‫می‌بینم که مثل همیشه با شمشیر کشیده می‌ری تو دل دشمن.

231
00:18:05,810 --> 00:18:08,270
‫من که هنوز بدنم گرم هم نشده.

232
00:18:08,570 --> 00:18:12,020
‫می‌تونستی چند تا هم برای من بذاری.

233
00:18:12,020 --> 00:18:17,340
‫نه، این فسقلی‌ها خیلی ضعیف‌تر از اونن
‫که پادشاه بخواد وقتش رو براشون تلف کنه.

234
00:18:17,340 --> 00:18:18,690
‫بریم سراغ بعدی.

235
00:18:19,020 --> 00:18:20,140
‫واو!

236
00:18:20,140 --> 00:18:24,030
‫سر گوران مورتون، طلایه‌دار مطلق

237
00:18:24,030 --> 00:18:27,550
‫گروه قهرمان افسانه‌ای،
‫واقعاً بی‌نظیره!

238
00:18:24,030 --> 00:18:25,890
‫هیچ‌وقت عوض نمی‌شی، نه؟

239
00:18:25,890 --> 00:18:27,170
‫که این‌طور؟

240
00:18:30,450 --> 00:18:33,660
‫هدف ما باید جلوتر از اینا باشه.

241
00:18:33,660 --> 00:18:34,460
‫آره.

242
00:18:34,910 --> 00:18:38,470
‫سیا، اگه به ارباب عالی برخوردیم،
‫یهو نپر وسط.

243
00:18:38,470 --> 00:18:39,940
‫اول ما بهش حمله می‌کنیم.

244
00:18:39,940 --> 00:18:41,420
‫امـ-اما...

245
00:18:41,420 --> 00:18:43,150
‫آره، ما حرکت اول رو می‌زنیم.

246
00:18:43,150 --> 00:18:44,550
‫فکر کنم اونا برنامه‌های دیگه‌ای دارن.

247
00:18:45,300 --> 00:18:46,660
‫لردها.

248
00:18:46,660 --> 00:18:50,570
‫بیست تا هستن. نه، نزدیک سی تا.

249
00:18:50,870 --> 00:18:53,250
‫راه فرارمون رو بستن.

250
00:18:53,250 --> 00:18:56,750
‫سر و کله زدن با این تعداد
‫یه کم طول می‌کشه.

251
00:18:59,010 --> 00:19:02,460
‫لاک، من و گوران یه راه به سمت
‫خونه باز می‌کنیم.

252
00:19:02,460 --> 00:19:03,250
‫ها؟

253
00:19:03,250 --> 00:19:05,060
‫نذار ارباب عالی فرار کنه.

254
00:19:05,060 --> 00:19:06,090
‫هی، صبر کنین.

255
00:19:06,090 --> 00:19:08,810
‫خورشید به‌زودی کاملاً غروب می‌کنه.

256
00:19:08,810 --> 00:19:11,690
‫اون‌وقت قدرت جادویی خون‌آشام‌ها
‫بیشتر می‌شه.

257
00:19:11,690 --> 00:19:14,900
‫رده‌پایین‌ها یه چیزی،
‫اما ارباب عالی دردسرساز می‌شه.

258
00:19:14,900 --> 00:19:16,430
‫عجله کن و برو جلو.

259
00:19:16,650 --> 00:19:18,910
‫جادوی این لردها هم قوی‌تر می‌شه.

260
00:19:18,910 --> 00:19:20,740
‫بیشتر از سی تا هستن!

261
00:19:20,740 --> 00:19:22,030
‫از پسشون برنمیاین!

262
00:19:22,030 --> 00:19:26,310
‫لاک، ما دینی بهت داریم که
‫هیچ‌وقت نمی‌تونیم اداش کنیم.

263
00:19:27,420 --> 00:19:30,280
‫سال‌هاست دلمون می‌خواست
‫این حرفا رو بهت بزنیم.

264
00:19:31,860 --> 00:19:35,350
‫اینا رو بسپار به ما، و از اینجا برو!

265
00:19:37,600 --> 00:19:39,020
‫باشه.

266
00:19:40,010 --> 00:19:41,110
‫بقیه‌ش با خودتون!

267
00:19:42,930 --> 00:19:43,840
‫نذارید فرار کنن!

268
00:19:43,840 --> 00:19:45,980
‫نباید به ارباب عالی برسن!

269
00:19:45,980 --> 00:19:49,430
‫اوهوی! می‌خواین ما رو نادیده بگیرین؟

270
00:19:49,430 --> 00:19:52,250
‫پس الان بهتون نشون می‌دیم.

271
00:20:04,880 --> 00:20:07,520
‫چقدر بی‌ادب.

272
00:20:09,860 --> 00:20:12,740
‫انگار به یه کم تربیت نیاز داری.

273
00:20:14,120 --> 00:20:16,370
‫ایـ-این یه ارباب عالیه؟

274
00:20:16,370 --> 00:20:19,690
‫خیلی شرورتر از هر لرد دیگه‌ایه.

275
00:20:21,000 --> 00:20:24,010
‫مراقب باش. یه سد دفاعی
‫اطرافش کشیده.

276
00:20:24,010 --> 00:20:25,830
‫فـ-فهمیدم، قربان!

277
00:20:26,960 --> 00:20:28,910
‫هی، اون چیه؟

278
00:20:29,500 --> 00:20:32,660
‫از اینجا نمی‌تونم واضح ببینمش، قربان.

279
00:20:32,660 --> 00:20:34,280
‫اما شاید...

280
00:20:35,950 --> 00:20:40,090
‫خب. فکر می‌کردم احمقی که
‫جلوی من داری گپ می‌زنی،

281
00:20:40,090 --> 00:20:43,500
‫اما انگار اعتماد به نفست
‫الکی نیست.

282
00:20:43,500 --> 00:20:45,340
‫رفلکس‌های خوبی داری.

283
00:20:45,340 --> 00:20:47,280
‫اون‌قدر سریع بود که نتونستم ببینمش!

284
00:20:47,280 --> 00:20:49,340
‫پس، قدرت یه ارباب عالی {\i0}اینه‌{\i1}.

285
00:20:50,840 --> 00:20:54,450
‫جهت اطلاع، افسون روی من کار نمی‌کنه!

286
00:20:57,600 --> 00:21:01,350
‫آدم جالبی هستی.
‫اسمت چیه؟

287
00:21:01,650 --> 00:21:04,160
‫کور خوندی اگه فکر می‌کنی بهت می‌گم.

288
00:21:05,030 --> 00:21:07,870
‫تا لحظه آخر بی‌ادب.

289
00:21:07,870 --> 00:21:09,120
‫خب، پس.

290
00:21:18,640 --> 00:21:20,540
‫جاخالی داد؟!

291
00:21:20,540 --> 00:21:23,010
‫چه حمله کُندی.

292
00:21:23,010 --> 00:21:24,160
‫مطمئنی؟

293
00:21:28,420 --> 00:21:30,810
‫اول، دست چپت رو می‌گیرم.

294
00:21:30,810 --> 00:21:36,810
‫حتی اگه حملاتم رو جاخالی بده،
‫من و لاک اگه با هم باشیم می‌تونیم ببریمش.

295
00:21:43,620 --> 00:21:46,350
‫دست چپم رو گرفتی؟

296
00:21:48,570 --> 00:21:53,700
‫باید شمشیر خیلی ترسناکی باشه،
‫اما روی من اثری نداره.

297
00:21:53,700 --> 00:21:55,960
‫شمشیر لاک کار نمی‌کنه؟!

298
00:21:55,960 --> 00:21:58,960
‫فکر نکنم این یکی اصلاً
‫کار راحتی باشه.

299
00:22:05,010 --> 00:22:06,510

300
00:22:06,510 --> 00:22:08,260
‫

301
00:22:08,260 --> 00:22:10,220
‫

302
00:23:34,970 --> 00:23:39,980
‫قسمت بعد:
‫بعد از ده سال، تشکیل خانواده دادم

